در حسابداری بهای تمامشده، سربار (Overhead) یعنی تمام هزینههایی که مستقیم به محصول یا خدمت وصل نمیشن، اما برای تولید لازماند.
مثالهای سربار تولید:
- هزینه استهلاک ماشینآلات
- اجاره کارخانه
- حقوق سرپرستان خط تولید
- هزینه برق و آب بخش تولید
- تعمیر و نگهداری تجهیزات
پس:
مواد مستقیم + دستمزد مستقیم + سربار = بهای تمام شده محصول
سربار جذبشده و سربار جذبنشده
در کارخانهها، هزینه سربار واقعی تا آخر ماه یا آخر سال دقیق معلوم نمیشود، پس شرکتها از نرخ جذب سربار استفاده میکنند تا در طول دوره، سربار تقریبی را روی محصولات جذب کنند.
۱. سربار جذبشده (Applied Overhead)
سرباری است که طبق نرخ از پیش تعیینشده به محصولات تخصیص داده میشود.
مثلاً نرخ جذب:
هر ساعت کار مستقیم = ۵۰,۰۰۰ تومان سربار.
اگر محصولی ۱۰ ساعت وقت برده باشد:
۵۰۰,۰۰۰ = ۵۰,۰۰۰ × ۱۰
این میشود سربار جذبشده.
۲. سربار جذبنشده یا سربار اضافهجذبشده
در پایان دوره، سربار «واقعی» با سربار «جذبشده» مقایسه میشود.
حالت اول: سربار جذبنشده (Underapplied Overhead)
اگر سربار واقعی > سربار جذبشده
یعنی کمتر از مقدار واقعی سربار به محصولات تخصیص داده شده.
علت: تولید کمتر از حد پیشبینی، هزینه برق/تعمیرات بیشتر از انتظار، و…
حالت دوم: سربار اضافهجذبشده (Overapplied Overhead)
اگر سربار جذبشده > سربار واقعی
یعنی بیشتر از لازم سربار روی محصولات نشسته.
خلاصهی خیلی کوتاه:
- سربار = هزینههای غیرمستقیم تولید
- سربار جذبشده = سرباری که طبق نرخ برآوردی به محصولات تخصیص میدیم
- سربار جذبنشده = سربار واقعی بیشتر از جذبشده
- سربار اضافهجذبشده = جذبشده بیشتر از سربار واقعی
و در اینستاگرام+روبیکا+تلگرام و ایتا : vaniahesab@ دنبال کنین 🙂